الوقت - امضای پیمان دفاعی سهجانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، تنها یک توافق نظامی میان سه کشور نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از شکلگیری یک آرایش امنیتی جدید در خاورمیانه باشد که در نهایت، منافع و بلندپروازیهای تل آویو و واشنگتن را با چالش جدی مواجه میکند.
این توافق که هفته گذشته در مکه به امضای رهبران سه کشور رسید، بر اصل دفاع جمعی استوار است؛ به این معنا که حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به هر سه عضو تلقی خواهد شد. وزیر دفاع ترکیه نیز گفته است سازوکار این توافق از نظر فنی مشابه ماده پنجم پیمان ناتو است؛ اصلی که حمله به یک عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند.
نگرانی تل آویو
اهمیت این پیمان از نگاه صهیونیستها از ترکیب اعضای آن مشخص میشود. پاکستان، رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمیشناسد و ترکیه در سالهای اخیر به یکی از جدیترین منتقدان سیاستهای تل آویو در غزه تبدیل شده است. عربستان نیز، برخلاف انتظارهای پیشین درباره عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، تاکنون از برقراری روابط رسمی با تلآویو خودداری کرده است.
در واقع امضای پیمان دفاعی سهجانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه را میتوان یکی از مهمترین نشانههای تغییر معادلات امنیتی خاورمیانه و همزمان، چالشی جدی برای راهبرد منطقهای دولت دونالد ترامپ دانست؛ توافقی که در شرایطی شکل گرفته که واشنگتن در تحقق چند هدف مهم خود در منطقه با موانع جدی روبهرو شده است.
کشورها بدنبال بریدن از آمریکا
پیمان مکه در شرایطی شکل گرفته که حملات و عملیات نظامی صهیونیستها در منطقه، معادلات امنیتی خاورمیانه را بهشدت تغییر داده است. تحلیلهای منتشرشده درباره این توافق نشان میدهد یکی از پیامدهای این پیمان نظامی میتواند افزایش استقلال امنیتی کشورهای منطقه و کاهش اتکا به تضمینهای امنیتی آمریکا باشد؛ روندی که بهطور طبیعی فضای مانور صهیونیستها را نیز محدود میکند.
اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم پیمان مکه صرفاً یک همکاری سیاسی نیست و بر ایجاد ظرفیت دفاعی مشترک میان سه کشور تأکید دارد. ترکیه دارای یکی از قدرتمندترین ارتشهای منطقه و توانمندیهای پیشرفته پهپادی است، پاکستان تنها قدرت هستهای جهان اسلام محسوب میشود و عربستان نیز از منابع مالی گسترده و توان خرید تسلیحات پیشرفته برخوردار است. ترکیب این سه ظرفیت، در صورت تبدیل شدن توافق به یک ساختار نظامی منسجم، میتواند موازنه قدرت منطقهای را تغییر دهد.
در واقع پیمان مکه در حالی میان سه قدرت مهم جهان اسلام امضا شد که دولت ترامپ تلاش میکرد ساختار امنیتی و سیاسی منطقه را بیش از گذشته حول همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی شکل دهد. توافق جدید اما نشانهای از حرکت برخی متحدان سنتی واشنگتن به سمت ایجاد ترتیبات امنیتی مستقلتر است. تحلیلها نیز پیمان را بازتابی از کاهش اعتماد برخی کشورهای منطقه به تضمینهای امنیتی آمریکا میدانند.
شکست طرح عادی سازی ترامپ
رسانههای صهیونیستی پیمان مکه را صرفاً یک توافق دفاعی معمولی ارزیابی نکردهاند و آن را عاملی مؤثر بر محاسبات امنیتی و پروژه عادیسازی روابط تل آویو با کشورهای عربی دانستهاند. جروزالم پست نیز گزارش داده است که این توافق میتواند امیدهای تل آویو برای پیشبرد روند عادیسازی با عربستان را پیچیدهتر و شاید حتی بی نتیجه کند.
البته در متن اعلامشده پیمان، رژیم صهیونیستی بهعنوان دشمن یا هدف توافق معرفی نشده، اما حتی تحلیلهای صهیونیستی تأکید کردهاند که پیمان مکه یک ائتلاف نظامی با کارکرد بالقوه ضداسرائیلی است؛ ائتلافی که در صورت تشدید درگیریهای منطقهای یا گسترش اعضا میتواند به یکی از مهمترین موانع راهبردی تل آویو در خاورمیانه تبدیل شود.
در واقع، اهمیت اصلی پیمان مکه نه در اعلام یک دشمن مشخص، بلکه در ایجاد یک بلوک امنیتی مسلمان و مستقل از ساختارهای امنیتی تحت رهبری آمریکا است؛ بلوکی که سه کشور عضو آن، هر یک به دلایل متفاوت، در برابر سیاستهای صهیونیستی مواضعی انتقادی دارند. اگر این پیمان در آینده گسترش یابد، ظرفیت آن برای تغییر معادلات امنیتی منطقه و محدود کردن نفوذ رژیم صهیونیستی بسیار بیشتر خواهد شد و این روند درست برخلاف اهداف آمریکا در منطقه است.
از سوی دیگر یکی از مهمترین اهداف دولت ترامپ، گسترش توافقهای ابراهیم و رساندن عربستان سعودی به عادیسازی روابط با تل آویو بود. ترامپ حتی در ماه ژوئیه اعلام کرد توافق هستهای غیرنظامی آمریکا و عربستان باید با پیوستن ریاض به توافقهای ابراهیم همراه شود. با این حال، عربستان همچنان عادیسازی روابط با تل آویو را به ایجاد مسیر روشن برای تشکیل کشور مستقل فلسطین گره زده است.
اکنون تشکیل یک پیمان دفاعی مستقل میان عربستان، ترکیه و پاکستان نشان میدهد ریاض در حال گسترش گزینههای امنیتی خود است. به بیان دیگر، عربستان به جای اینکه امنیت خود را صرفاً در چارچوب شراکت با واشنگتن و نزدیکی به تلآویو تعریف کند، در حال ایجاد یک شبکه امنیتی چندجانبه در جهان اسلام است.
طرح غزه؛ اختلاف ترامپ و نتانیاهو
یکی دیگر از دلایل امضای پیمان مکه میتواند ناشی از ناکامی راهبرد ترامپ در خاورمیانه و غزه باشد. واشنگتن تلاش کرده است با ارائه طرحی چندمرحلهای، زمینه ورود به این منطقه و ترتیبات سیاسی موردنظر خود را فراهم کند.
اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در برابر بخشهای کلیدی این طرح ایستاده است. نتانیاهو اعلام کرده اسرائیل تا زمانی که حماس بهطور کامل خلع سلاح نشود، نیروهای خود را از غزه خارج نخواهد کرد؛ موضعی که عملاً اجرای سریع طرح ترامپ را با مانع روبهرو کرده است.
این اختلاف از یک واقعیت مهم حکایت دارد: حتی دولت اسرائیل، نزدیکترین متحد واشنگتن در منطقه، در موضوعی راهبردی حاضر نیست الزاماً مطابق خواست رئیسجمهور آمریکا عمل کند.
جنگ ایران؛ آزمون بزرگتر
از سوی دیگر، پیمان مکه در شرایطی به امضا رسید که هم آمریکا وهم رژیم صهیونیستی در اهداف خود علیه ایران برای شکست تهران ناکام ماندند. جنگ علیه ایران نهتنها به یک پیروزی سریع و تعیینکننده برای واشنگتن منجر نشد، بلکه پیامدهای آن به افزایش نگرانیهای امنیتی در کشورهای عربی و تقویت تمایل آنها برای ایجاد سازوکارهای دفاعی مستقل انجامید.
پیمان مکه دقیقاً در همین فضای پس از جنگ شکل گرفته است. بر اساس تحلیلهای منتشرشده، حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و نگرانی کشورهای منطقه از پیامدهای این جنگ، یکی از عوامل مهم در حرکت عربستان، ترکیه و پاکستان به سمت همکاری دفاعی نزدیکتر بوده است.
از این منظر، نتیجه جنگ تنها در میدان نظامی قابل ارزیابی نیست؛ بلکه باید پیامدهای سیاسی آن را نیز در نظر گرفت. اگر هدف آمریکا افزایش قدرت بازدارندگی خود در منطقه و اطمینان دادن به متحدان عرب بود، شکلگیری یک پیمان دفاعی مستقل میان سه قدرت مسلمان میتواند نشانهای معکوس باشد و ثابت میکند که شکست آمریکا در جنگ علیه ایران باعث بی اعتمادی شرکای قدیمی منطقه به واشنگتن و حرکت به سمت یک پیمان دفاعی مستقل از آمریکا شده است.
مجموع این تحولات تصویری از خاورمیانهای متفاوت با آن چیزی ارائه میدهد که دولت ترامپ در ابتدای دوره جدید خود دنبال میکرد: عادیسازی گسترده تل آویو با کشورهای عربی، تثبیت نقش آمریکا بهعنوان ضامن اصلی امنیت منطقه و شکلدهی به نظم جدیدی که ایران را مهار کند.
اما امروز عربستان هنوز با تل آویو رابطه رسمی برقرار نکرده، طرح آمریکا برای غزه با مخالفت نتانیاهو روبهرو شده و پس از جنگ ایران، سه قدرت مهم مسلمان به سمت ایجاد یک ساختار دفاعی مستقل حرکت کردهاند.
بنابراین پیمان مکه را میتوان نه صرفاً یک توافق نظامی، بلکه نمادی از محدود شدن توان آمریکا برای قواعد امنیتی یک خاورمیانه جدید دانست. از این منظر، مهمترین پیام پیمان مکه برای دولت ترامپ شاید این باشد که خاورمیانه در حال حرکت از نظمی که آمریکا برای آن طراحی میکند، به سمت نظمی است که قدرتهای منطقهای خودشان در حال ساختن آن هستند.
